اکنون همه چیز است: بررسی فیلم با آنتونی هاپکینز

اکنون همه چیز است ، فیلم آزمایشی والنتینا دی آمیسیس و ریکاردو اسپینوتی به دنبال پیشنهاد و شوک هستند.

همیشه شکایت می کنیم زیرا ما هرگز نمی توانیم چیزی اصلی ایجاد کنیم. این ظهور بازگشت به ژانر آخرین هدف ماست ، که به ما این امکان را داده است تا قلب تولیدکنندگان ، هنرمندان و سینمافیلی ها را کمی زنده کنیم ، که امید کارهای با کیفیت عالی را برجسته کرده اند و همه خلاقیت های ممکن را تقویت کرده اند. . البته مناطقی دیگر که هنوز باید مورد کاوش قرار گیرند وجود دارد ، سرزمین هایی که نویسندگان نسل جدید آن را نمی شناسند ، که شرط آن است که تاریخ بسیار حامله ای از سینما و با دانش گسترده کارگردانان و فیلمسازان از سراسر جهان باشد ، احساس می کنند می توانند به اینها نزدیک شوند. قصد و اکتشاف تقلید فیلمبرداری که به بهترین وجه مناسب آنهاست.

این اتفاقی است که به نظر می رسد در اولین کار های والنتینا دی آمیسیس و ریکاردو اسپینوتی با آنتونی هاپکینز ، مادلین بررو (داستان The Handmaid's Tale) ، Melora Walters ، Mickey Sumner ، Irakli Kvirikadze در بازیگران ، اولین چیزهایی است که ادبیات را اغراق می کند. معنای عنوان آنها ، تبدیل شدن به یک فیلم بلند که در آن نویسندگان دوست دارند همه چیز ممکن باشد ، اما کم کم با آن فاصله نگرفتند. با انتخاب مرزی که از رؤیا به کابوس و از کابوس به رویای می رود ، قرار دادن خود به عنوان نوار معابر که زندگی واقعی با جهان های حسی و موازی درآمیخته است ، کار قبل از دوتایی کارگردانان به ابعادی اختصاص داده می شود که وجود دارد و وجود ندارد ، که تخیل و تخیل نیست ، که می خواهد یک نگاه حسی را به درون حباب خسته کننده عادی باز کند ، بلکه باعث ایجاد فضایی می شود که همه حس دکوراسیون سینمایی را به درون سیاه چاله ای درگیر می کند.

اکنون همه چیز است – یک سینمای عکاس ، همه کاره و بی تحرک است
همه چیز از طرح شروع می شود در واقع ، عدم توطئه ، که با یک سؤال آغاز می شود و با هزاران تردید از طرف بیننده پایان می یابد. نه آنهایی که شیفته و معنوی هستند و نه مرموز و برای هزار فرصت که می توان برای آن فکر کرد باز است. اکنون همه چیز داستان را تجزیه می کند تا تبدیل به یک اثر هنری شود ، سینمای هنری درگیر آزمایش خود است ، اما به دور از نتیجه مورد انتظار است که آن را به عنوان یک فیلم عرفانی ، انقلابی ، ابدی و معلق در فیلم زمان دوست دارد. موقعیت واقعی فیلم ساخته De Amicis و Spinotti همان مکان آوانگاردی است که قبلاً گذشت ، از تجربیات ادراکی که تنها می تواند پیگیری های ناعادلانه ای از مرکزیت را درک کند.

در طولانی مدت تشکر می کنم که اشارات یک سینمای واقعاً بی نظیر ، واقعاً غریب ، گرفتار می شوند ، اما این مسئله در طی سالیان متمادی نه برای تقلید نامناسب چیزی که می خواهید غیرملموس و غیرقابل درک باشد ، بلکه برای مجموعه اصالت است. فراتر از ایجاد اثر شوک و ، بنابراین ، بسیار راستگوتر از یک جاخالی دادن ادای احترام و ادراکاتی که در جای دیگر گرفتار شده اند و سعی کنید آنها را به خودتان تبدیل کنید. برقراری فضایی که می توانست به طور کامل کار کند اگر با عملیاتی که دچار توهم ، ترور و حماقت در خون بود ، نابود نشود ، چیزی که قبلاً در ذات آن دشوار است و در حال حاضر حتی مصنوعی تر می شود ، همه چیز است. .

اکنون همه چیز است – اگر این ساعت "ساعت" است ، بهتر است برای فردا صبر کنید حالا همه چیز است 
و دیگر فرقی نمی کند که جهت از سبک بسیار معاصر خود پیروی کند ، اگر بریدگی های حاصل از آن به روایت (غیر) فیلم ارگانیک است ، اگر عکس – از پدر دانته اسپینوتی – پوسیدگی پشت پاتینای سطحی فیلم را تقویت می کند. روح مستقل فیلم دو نویسنده – سازندگان سوژه ، فیلمنامه و ویرایش – تمام نفس خود را تجلی می کند ، به حدی که اجازه نمی دهد آن رسوبات ، که در طول سال ها مطالعه و دانش سینما جمع آوری شده اند ، با شخصیتی متمایز جوانه بزنند. ایده های فردی ، خود را بیشتر به عنوان یک آزمایش نشان می دهند تا یک کار تمام شده ، بیشتر از اینکه درگیر شوند ، نیاز به تأثیرگذاری دارند.

بنابراین در کار والنتینا دی آمیسیس و ریکاردو اسپینوتی که "اکنون" به فردا موکول می شود ، در آینده که در آن امید دو فیلمساز جوان وجود دارد که بتوانند شخصیت خود را جستجو و پیدا کنند.

درج دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *